
مقدمه : اسرار مشترک در تمام فرهنگ ها
جادو را در همه زبان ها، مذهب ها، فرهنگ ها می توان یافت، اسراری که افراد خاصی از آگاه هستند که به آن ها جادوگر می گویند، این اسرار به آن ها قدرتی ورای فیزیک میدهد که میتوانند، قوانین طبیعت را تغییر دهند طوری که جهت خواسته آن ها حرکت کند، اگر فکر میکنید جادو مانند فیلم های هالیودی(هری پاتر و…) است این مقاله دید شما را نسبت به جادو عوض می کند، به درکی عمیق تر از جادو در دنیای واقعی دست خواهید یافت.
جادو چیست؟
جادو (Magic / Sihr / Jadu) به اعمالی سرّی که برای تأثیرگذاری بر جهان فیزیکی یا هدایت رویدادها از طریق ابزارها و نیروهای فراطبیعی، رازآمیز یا غیبی گفته می شود.
به گفته متون علوم غریبه ارتباطی پنهان میان انسان و کیهان است که فرد آگاه از اسرار (جادوگر، ساحر) میتواند به این ارتباط دسترسی و با استفاده از آن به خواسته و هدف خود برسد یا با اعمال جادوی آن را تغییر دهد.
مفهوم جادو همواره با دوگانگی همراه بوده است: از یک سو، نماد قدرت، دانش پنهان و توانایی کنترل سرنوشت و از سوی دیگر، نشانگر فریب، تباهی، ارتباط با نیروهای شر و انحراف از مسیر حقیقت.
مقاله: تحلیلی جامع بر طلسم و سحر و جادو (ریشه و مفهوم) شاید برای شما جالب باشد.
جادوگر یا ساحر کیست؟
جادوگر یا ساحر کسی به کسی گفته میشود که به اعمال جادویی و اسرار پنهان خلقت و ارتباط میان کیهان و انسان آگاه است.
جادوگر یا از توان روحی و اراده شخصی خود و یا از برخی ابزارها، وسایل، اوراد، افسونها، طلسمات و تعویذات برای رام و مهار کردن نیروهای فراطبیعی بهره میگرفته تا طبع، منش و میل آنها را مطابق با خواستها و نیازها بگرداند و بر پدیدههای طبیعی، اندیشه، احساس و فرجام انسان، نیز امور جاری زندگی او تأثیر بگذارد.
مقاله : کفتار در علوم غریبه ( از همخوابی جادوگران تا استفاده از ناموس کفتار و دیگر اجزا ) شاید برای شما جالب باشد
ریشه یابی کلمات جادویی
جادو، جادوگر، Magic
کلمه جادو بر گرفته شده از زبان اوستایی قدیم (yātu-) که به جادوگر هم این کلمه را نسبت داده اند، این کلمه را نیز به ارواح شیطانی می گفتند که در کنار موجوداتی مانند، پریان و دیو ها قرار داده اند، در طول تاریخ تغییر کرده و به کلمه امروزی جادو (Jadoo) شکل یافته است.
کلمه Magic بر گرفته از کلمه یونانی mageía به معنای جادو و mageutik به معنای کسی که به فن جادو اگاهی دارد (جادوگر) میگفتند، این کلمه بر گرفته از کلمه Mágoi نام قبیله ای از ماد ها است، بعد این نام توسط یونایان به روحانیان دین باستانی فارسی نسبت داده شده است.
سحر و ساحر
واژه عربی «سِحر» که در متون اسلامی کاربرد گستردهای دارد، در لغت به معانی زیر آمده است:
- خدعه و نیرنگ: نمایش باطل در چهره حق و فریفتن دیگران.
- چشمبندی و تردستی: ایجاد تصورات غیرواقعی در ذهن افراد (شعبده).
- جلب شیاطین: کمک گرفتن از نیروهای شیطانی از راههای خاص.
در عمل، مرز میان واژههایی مانند جادو، سحر و افسون در زبان فارسی و معادلهای انگلیسی آنها (magic, sorcery, witchcraft) کاملاً مشخص نیست و اغلب به جای یکدیگر به کار میروند. افسون بیشتر به اوراد و کلمات خواندنی و دمیدنی اطلاق میشود که در اعمال جادویی یا درمانی به کار میرود.
آیا جادو واقعیت دارد؟

در جواب کوتاه بله، چرا که کتاب اسلام قرآن در دمورد آن نوشته است (داستان هاروت و ماروت) هر چند آن را منع کرده ولی مهر تاییدی بر حقیقی بودن جادو است، در زمان حضرت سلیمان زمانی بود که جادو بسیار در بین مردم وجود داشت یکی از آن ها “آصف ابن برخیا” بود که قرآن به آن اشاره دارد. (داستان ملکه صبا)
دیدگاه علم به جادو
علم مدرن، هیچ شاهد تجربی، قابل تکرار و قابل اثباتی برای وجود جادو به معنای تأثیرگذاری فراطبیعی بر جهان (مانند طلسم، نفرین یا اجرای یک ورد) پیدا نکرده است، ولی به این معنا نیست که وجود ندارد چرا که علم هر روزه در حال پیشرفت است ولی به حدی نرسیده که بتواند، اعمال ماورائی را اندازه گیری کند.
دیدگاه روانشناسی به جادو
در علم روشناختی بر این تمرکز بیشتری رو رفتار فردی که باور به جادو دارد مورد مطالعه قرار میگیرد و کمتر به واقعی بودن یا نبودن جادو میپردازد، مثلا ذهن تمایل دارد به هر چیزی معنا ببخشد و علت و معلولی پیدا کند، مانند: دیدن گربه سیاه بعد از اتفاق بد.
مورد دیگر درمورد باور هایی که در کودکی داریم به گفته ژان پیاژه، روانشناس مشهور، تفکر جادویی بخشی طبیعی از رشد شناختی کودکان است. آنها به سختی میتوانند بین دنیای درون (افکار) و دنیای بیرون (واقعیت) تمایز قائل شوند و فکر میکنند افکارشان میتواند مستقیماً بر جهان تأثیر بگذارد. این نوع تفکر گاهی تا بزرگسالی ادامه مییابد.
دسته بندی جادو

در متون علوم غریبه قدیمی و حتی کتب مدرن جادو بر اساس خوب و بد به سه دسته تقسیم می شود و در این میان به هر کدام انواع جادو تقسیم بندی میشود که به شرح زیر است:
جادوی سفید
جادوی سفید (White Magic) خیر خواهانه است و برای اهداف نیک استفاده میشود و قدرت آن بر گرفته از نیرو های روحانی پاک است (موکلین علوی) مثلا برای محافظت، شفاء، یا آیین هایی برای افزایش محصول کشاورزی، این نوع جادو با نیرو های مثبت کیهان و طبیعت هماهنگ است.
اطلاعات بیشتر مورد موکل مقاله : موکل چیست؟ انواع موکل چگونگی تسخیر (موکلین علوی و سفلی) مراجعه کنید.
جادوی سیاه
این جادو با نیت بدخواهانه و برای اهداف منفی مانند آسیب رساندن، نفرین کردن، کنترل دیگران بر خلاف میلشان، و کسب قدرت از راههای مخرب استفاده میشود، این روش اغلب با نیروهای تاریک، ارواح شریر (موکلین سفلی) یا انرژیهای منفی در ارتباط است و هدف اصلی آن، منفعت شخصی به قیمت آسیب به دیگران است. جادوی سیاه با احضار ارواح مردگان (Necromancy) و استفاده از مواد ناپاک مرتبط است.
جادوی خاکستری
این یک منطقه میانی است. جادوی خاکستری نه کاملاً خیرخواهانه و نه کاملاً بدخواهانه است. ممکن است برای اهداف شخصی استفاده شود که مستقیماً به کسی آسیب نمیرساند اما کاملاً هم مثبت نیست، یا ممکن است یک عمل خیرخواهانه با روشهای مشکوک انجام شود، مثلا: جادویی برای به دست آوردن یک شغل که ممکن است حق فرد دیگری باشد، یا استفاده از یک طلسم برای فریب دادن کسی، گمان می شود که از هر دو موکلین علوی و سفلی استفاده میشود.
انواع جادو

از زمان باستان تا به امروز عالمان و پژوهشگران بسیاری درمورد انواع جادو نوشته اند، از زمان مصر باستان از جادو های متفاوتی استفاده میشد، زمان های هاروت و ماروت، حضرت سلیمان و تا زمان اسلام اشخاص متفاوتی درمورد انواع جادو نوشته اند که به شرح زیر است:
انواع جادو در زمان مصر باستان و بین النهرین
در زمان این دو تمدن جادو بسیا رواج داشت، از جادو های محافظتی و انواع جادو ها مانند نفرین، شفاء و… در لوح های سومری و بابلی میتوان یافت مثال مشهور آن میتوان به (چشم حورس) که باور داشتند می تواند آن ها را از نیرو های شرّ و شیطانی، بیماری ها و… محافظت کند.
فخرالدین رازی در کتاب مفاتیح الغیب، جادو را بر اساس روش و عقاید جادوگران به هشت دسته تقسیم میکند:
- جادوی کلدانیان: جادوگرانی که ستارگان را میپرستند، بر این باورند که ستارگران حاکم بر این جهان هستند و قدرت جادو را آن ها میگیرند.
- جادوی صاحبان اوهام و نفوس قوی: این نوع جادو مبتنی بر قدرت نفسانی و اراده قوی جادوگر است. آنها با تمرکز و قدرت ذهن خود، بدون نیاز به ابزار خارجی، بر دیگران یا اشیاء تأثیر میگذارد.
- جادو با کمک ارواح زمینی: این روش شامل استعانت از ارواح زمینی (موکل سفلی)، یعنی اجنه و شیاطین، برای انجام کارهای خارقالعاده است.
- سحر تصرف در خیال (چشمبندی و شعبده): در این نوع، ساحر با استفاده از تردستی و فریب حواس، امری غیرواقعی را در چشم و خیال بیننده، واقعی جلوه میدهد. قرآن نیز به این نوع سحر اشاره دارد: «سَحَروا اَعْیُنَ النّاس» (چشمان مردم را جادو کردند).
- جادو با اعمال عجیب و غریب: استفاده از ابزارها، وسایل مکانیکی و ترکیبهای مهندسی برای ایجاد شگفتی و کارهای خارقالعاده. (در واقع علم مهندسی است و ربطی به جادو ندارد)
- جادو با کمک خواص داروها و مواد: استفاده از خواص فیزیکی و شیمیایی داروها، گیاهان یا مواد دیگر برای تأثیرگذاری بر عقل و بدن افراد. (علم پزشکی)
- جادو با ادعای دانستن اسم اعظم: در این روش، جادوگر ادعا میکند که اسم اعظم خداوند را میداند و از این طریق میتواند اجنه و شیاطین را مطیع خود سازد و در قلبها تصرف کند.
- جادو از راه سخنچینی و فتنهانگیزی: این نوع جادو با مهارت و زیرکی در سخن، ایجاد فتنه، دشمنی و آشوب بین افراد است و در میان مردم بسیار رواج دارد.
ابنسینا در کتاب اشارات، اعمال خارقالعاده را بر سه مبدأ اصلی استوار میداند:
- سحر: ناشی از هیئت نفسانی و قدرت محض اراده ساحر است.
- نیرنجات: مبتنی بر خواص اجسام و عناصر است.
- طلسمات: مبتنی بر ترکیب قوای آسمانی (افلاک) با قوای زمینی (عناصر) است. در این روش، جادوگر تلاش میکند در زمان مناسب، نیروهای کیهانی را با عناصر زمینی بیامیزد تا اثری خارقالعاده ایجاد کند.
جیمز جورج فریزر سال های بسیاری در زمینه جادو و باور های مردمی در مورد آن کرد که در کتاب «شاخه زرین» (The Golden Bough) به «جادوی همدلانه» (Sympathetic Magic) اشاره کرده است این نوع جادو به دو نوع تقسیم می شود:
- قانون شباهت (Law of Similarity): بر اساس این اصل، جادوگر معتقد است که میتواند با تقلید کردن یک پدیده، آن را به وجود آورد. به عبارت دیگر، شبیه چیزی را ساختن یا از آن تقلید کردن، بر خود آن چیز تأثیر میگذارد.
- اصل: این نوع جادو بر اساس “قانون شباهت” عمل میکند که میگوید: “شبیه، شبیه را تولید میکند.” در این روش، با ساختن نمادی از یک چیز یا شخص، میتوان بر خود آن چیز یا شخص تأثیر گذاشت.
- جزئیات و مثال: مشهورترین مثال آن، ساختن یک عروسک (مانند عروسک وودو) شبیه به یک دشمن و سپس فرو کردن سوزن در آن یا سوزاندن آن است. جادوگر معتقد است هر بلایی که بر سر این نماد (عروسک) بیاورد، بر سر خود آن شخص نیز خواهد آمد.
- قانون سرایت (Law of Contagion): این اصل میگوید هر کاری که روی یک شیء مادی انجام شود، بر شخصی که زمانی با آن شیء در تماس بوده نیز تأثیر میگذارد.
- اصل: این نوع جادو بر اساس “قانون تماس” عمل میکند که میگوید: “چیزهایی که زمانی با هم در تماس بودهاند، پس از جدایی نیز میتوانند از راه دور بر یکدیگر تأثیر بگذارند.”
- جزئیات و مثال: جادوگر با به دست آوردن اجزایی از بدن یک شخص (مانند مو، ناخن، خون) یا وسایل شخصی او (مانند تکهای از لباس)، طلسم خود را بر روی آن اجزا اجرا میکند. او معتقد است چون این اشیاء زمانی بخشی از آن فرد بودهاند یا با او در تماس نزدیک بودهاند، یک ارتباط جادویی دائمی بین آنها وجود دارد و هر اثری بر این اجزا، به خود شخص منتقل میشود.
سایت دانشگاه کمبریج در خلاصه ای از کتاب شاخه زرین این گونه می نویسد:
The Golden Bough
James George Frazer (b. 1854; d. 1941) studied Classics and graduated in 1878 with a dissertation on The Growth of Plato’s Ideal Theory. Around the 1880s, strongly influenced by Tylor (see Chapter 11), Frazer adopted the evolutionist agenda and subsequently focused on comparative religion, myth and anthropology. Frazer, a fellow at Trinity College, Cambridge, for almost all his life, has written extensively on a huge variety of topics; his most important work, however, is The Golden Bough, first published in two volumes in 1890, swelling up to twelve volumes in the third edition published between 1906 and 1915 (furthermore, a supplementary volume entitled Aftermath was published in 1936). The excerpt presented here is taken from the “abridged” (one-volume) edition of The Golden Bough (1922).
The text begins with Frazer’s classical definition of “magic” that distinguishes two main principles – namely, the Law of Similarity and the Law of Contagion: “From the first of these principles […] the magician infers that he can produce any effect he desires merely by imitating it; from the second he infers that whatever he does to a material object will affect equally the person with whom the object was once in contact.” Frazer assigns both principles to the superordinate concept of “sympathetic magic” as both “assume that things act on each other at a distance through a secret sympathy”. Frazer categorically refutes the existence of this secret sympathy (“magic is […] a false science as well as an abortive art”) and explains – like Tylor (see Chapter 11) – mankind’s widespread and continuous belief in “magic” as a false “association of ideas”.
خلاصه ترجمه و تحلیل:
به باور فریزر، تفکر جادویی بر اساس یک مفهوم فراگیر به نام «جادوی همدلانه» عمل میکند که خود از دو قانون اصلی نشأت میگیرد. قانون اول، «قانون شباهت» نام دارد و بر این ایده استوار است که شبیه، شبیه را به وجود میآورد. بر اساس این اصل، جادوگر با تقلید یک پدیده یا ساختن نمادی از آن، تلاش میکند تا بر نمونه واقعیاش تأثیر بگذارد؛ برای مثال، اجرای یک رقص آیینی برای تقلید از بارش باران به امید نزول رحمت آسمانی، نمونهای از این قانون است.
قانون دوم، «قانون سرایت» یا تماس است. این اصل بیان میکند که اشیائی که زمانی با یکدیگر در تماس فیزیکی بودهاند، حتی پس از جدایی نیز ارتباطی پنهان با هم حفظ میکنند و همچنان بر یکدیگر تأثیر میگذارند. به همین دلیل، در تفکر جادویی، دسترسی به بخشی از وجود یک فرد، مانند مو یا ناخن او، به معنای قابلیت تأثیرگذاری و آسیبرساندن به آن شخص از راه دور است.
با این حال، نکته کلیدی در تحلیل فریزر این است که او با وجود تشریح دقیق این نظام، آن را به کلی رد میکند. او جادو را یک «علم کاذب» میدانست، زیرا بر قوانینی استوار است که در جهان واقعی صحت ندارند، و آن را «هنری ناکام» میخواند، چرا که در عمل به اهداف خود نمیرسد. از دیدگاه فریزر، ریشه این باورها یک خطای شناختی است که او آن را «تداعی معانی نادرست» مینامد. به این معنا که ذهن انسان ابتدایی به اشتباه، شباهت ظاهری یا تماس گذشته را با یک رابطه علت و معلولی واقعی یکسان میپندارد، در حالی که چنین ارتباطی در حقیقت وجود ندارد. این دیدگاه انتقادی، تأثیرپذیری عمیق او را از نظریات انسانشناس بزرگ دیگر، ادوارد تایلور، به خوبی نشان میدهد.
انواع جادو بر اساس قدرت
جادوی شخصی (Personal Magic): قدرت از درون خود جادوگر، یعنی از اراده، انرژی حیاتی یا استعداد ذاتی او سرچشمه میگیرد.
جادوی طبیعی (Natural Magic): قدرت از عناصر طبیعی گرفته میشود. این شامل استفاده از خواص جادویی گیاهان (گیاهشناسی جادویی)، سنگها و کریستالها، و همچنین انرژی خورشید، ماه و ستارگان (طالعبینی) است.
جادوی الهی یا تئورژی (Theurgy): قدرت از منابع الهی و مثبت مانند خدایان، فرشتگان یا ارواح نیکوکار گرفته میشود. این روش معمولاً شامل دعا، نیایش و آیینهای مذهبی است.
جادوی احضار (Summoning Magic): قدرت از طریق فراخوانی و کنترل موجودات دیگر به دست میآید. این موجودات میتوانند عناصر طبیعی (مثل روح آتش)، ارواح مردگان (Necromancy)، یا موجودات فراطبیعی مانند جن و شیاطین (Goetia) باشند.
در برخی از کتاب های جادو به این نوع ها هم نیز اشاره شده:
- جادوی سبز (سحر اَخضَر)
- جادوی سرخ (السحر الأحمر)
مراسم و آیین های جادویی

مراسم های جادویی نقش عظیمی در آیین جادوگران دارد، مراسم های جادو را میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مراسم های عهد با شیطان(جن): مراسم هایی که مستقیم با جادوی سیاه در ارتباط است، میتوان گفت قسمتی از علوم غریبه (لیمیا) درمورد احضار و تیسخیر این موجودات است. مقاله: لیمیا چیست؟ علم تسخیر موجودات ماورائی + (آموزش کامل) برای اطلاعات بیشتر از علم لیمیا بخوانید.
- مراسم های قربانی کردن: یک حیوان خاص با رنگ خاص برای مقاصد مشخص قربانی میشود.
- مراسم های جادو درمانی: مراسم های جادویی که برای درمان (جن زندگی و..) انجام میشود.
در ایران نیز مراسم های همچون “سر طاس نشاندن“،”قفل بلقیس” و “چاقوی ابودَجّانه” نیز اشاره کرد.
تاریخچه جادو: از انسان های اولیه تا دنیا مدرن امروز
از دوران باستان و تا قبل از آن جادو وجود داشته و فقط عده کمی از مردم به اسرار اشراف داشته اند، زمان انسان های اولیه که در غار ها زندگی می کردند، باستان شناسان بر اساس نقش هایی غار ها به این نتیجه رسیده اند که از جادو و طلسماتی برای شکار بهتر استفاده میکردند.
قبل از شکل گیری تمدن ها
در جوامع اولیه، مرز مشخصی بین جادو، دین و علم وجود نداشت. جادو روشی برای توضیح پدیدههای غیرقابل درک و ابزاری برای تضمین بقا بود اشیهای غارها که صحنههای شکار را به تصویر میکشند، توسط بسیاری از باستانشناسان به عنوان نوعی جادوی تقلیدی تفسیر میشوند. انسانهای اولیه با کشیدن تصویر حیوانی که شکارش موفقیتآمیز بوده، باور داشتند که میتوانند این موفقیت را در دنیای واقعی تکرار کنند.
علوم جادو در دوران باستان
بینالنهرین (سومر و بابل)
در این تمدنها، جادو بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره و مذهب بود. مردم به دنیایی پر از ارواح، شیاطین و خدایان معتقد بودند. کاهنان به عنوان جادوگران، با استفاده از اوراد، طلسمها و آیینهای جنگیری، تلاش میکردند تا ارواح خبیث را دور کرده و رضایت خدایان را جلب کنند.
مصر باستان
جادو که به آن “هِکا” (Heka) میگفتند، نیرویی بنیادین بود که خدایان برای خلقت جهان از آن استفاده کرده بودند. جادو در پزشکی، محافظت از مردگان در سفر به دنیای زیرین (کتاب مردگان) و زندگی روزمره نقشی حیاتی داشت. کاهنان و حتی فرعون، استادان این هنر به شمار میرفتند و از طلسمهایی مانند چشم حورس به طور گسترده استفاده میشد.
ایران باستان
مُغان، روحانیون دین زرتشتی، دارای دانش گستردهای در ستارهشناسی و پدیدههای طبیعی بودند. همین دانش در چشم یونانیان، به ویژه پس از تقابلهای سیاسی، به عنوان قدرتهای جادویی تلقی شد و واژه Magic از نام آنها گرفته شده است. در جهانبینی زرتشتی، جادوگری اغلب با اهریمن و نیروهای تاریکی مرتبط دانسته میشد.
یونان و روم باستان
در این تمدنها، نگرش به جادو دوگانه بود. از یک سو، لوحهای نفرین، معجونهای عشق و پیشگوییهای معبد دلفی رواج داشت. از سوی دیگر، جادو اغلب به عنوان یک عمل خارجی و مشکوک نگریسته میشد. فلاسفه بین “تئورژی” (Theurgy)، یعنی جادوی الهی برای رسیدن به کمال معنوی، و “گوئتیا” (Goetia)، یعنی جادوی پست برای اهداف دنیوی، تمایز قائل بودند.
قرون وسطی: تقابل جادو و کلیسا
با ظهور و گسترش مسیحیت، نگرش به جادو به شدت تغییر کرد.
جادوی شیطانی
کلیسا هرگونه عمل جادویی را که خارج از چارچوب معجزات الهی بود، به شیاطین و کفر نسبت داد. بسیاری از باورها و آیینهای پاگانی (ادیان پیش از مسیحیت) به عنوان جادوگری محکوم شدند.
جادوی طبیعی و علوم خفیه
با این حال، در میان دانشمندان و فلاسفه قرون وسطی، نوعی “جادوی طبیعی” وجود داشت که به معنای کشف خواص پنهان و شگفتانگیز طبیعت (سنگها، گیاهان، ستارگان) بود. علومی مانند کیمیاگری و طالعبینی که از جهان اسلام به اروپا راه یافته بودند، در این دسته قرار میگرفتند.
رنسانس و عصر شکار جادوگران (حدود ۱۴۵۰ تا ۱۷۵۰)

این دوره، اوج تناقض در تاریخ جادو است.
احیای جادوی عالی
از یک سو، دانشمندان انسانگرا مانند مارسیلیو فیچینو و پیکو دلا میراندولا، متون هرمسی و نوافلاطونی را احیا کردند و به نوعی جادوی عالی و فلسفی پرداختند.
جنون شکار جادوگران
از سوی دیگر، این دوران شاهد وحشیانهترین موج شکار جادوگران در تاریخ اروپا بود. با اختراع چاپ، کتاب بدنام “پتک جادوگران” (Malleus Maleficarum) در سال ۱۴۸۷ منتشر شد. این کتاب راهنمایی برای شناسایی، محاکمه و شکنجه افرادی بود که متهم به جادوگری (به ویژه زنان) بودند. باور بر این بود که این افراد با شیطان پیمان بستهاند و در مراسمی به نام “سبت” شرکت میکنند. این جنون، که بیشتر یک پدیده عصر مدرن اولیه بود تا قرون وسطی، به اعدام دهها هزار نفر منجر شد.
عصر روشنگری و افول باور به جادو
در قرن هجدهم، با ظهور عقلگرایی و انقلاب علمی، باور به جادو در میان نخبگان و طبقات تحصیلکرده به شدت افول کرد.
حاکمیت علم
فلاسفهای مانند ولتر، خرافات و باور به جادو را به سخره گرفتند. جهان به عنوان یک ماشین قابل پیشبینی نگریسته میشد که بر اساس قوانین فیزیک نیوتنی کار میکند و جایی برای دخالتهای فراطبیعی ندارد.
تغییر قوانین
قوانین نیز تغییر کردند. برای مثال، قانون جادوگری بریتانیا در سال ۱۷۳۵، خودِ عمل جادوگری را جرمزدایی کرد و به جای آن، تظاهر به داشتن قدرت جادویی را به عنوان کلاهبرداری مجازات میکرد. این یک نقطه عطف قانونی و فکری بود.
دوران مدرن: احیای دوباره جادو
قرن نوزدهم
به عنوان واکنشی به مادیگرایی عصر صنعتی، علاق به امور رازآلود دوباره شکوفا شد. جنبشهایی مانند اسپیریچوالیسم (احضار روح)، تئوسوفی (عرفان شرقی) و انجمنهای مخفی جادوی مراسمی مانند “فرقه هرمسی پگاه زرین” ظهور کردند.
قرن بیستم و امروز
در دهه ۱۹۵۰، جرالد گاردنر دین ویکا (Wicca) را بنیان نهاد که یک دین نوین پاگانی و طبیعتمحور است و به آن “جادوگری مدرن” نیز میگویند. امروزه، جادو در اشکال مختلفی وجود دارد: به عنوان یک دین رسمی (ویکا)، یک مسیر معنوی فردی، بخشی جداییناپذیر از فرهنگ عامه (در کتابها و فیلمها مانند هری پاتر) و در قالب باورهای عامیانه که هرگز به طور کامل از بین نرفتهاند.
جادو در مذهب های مختلف

ایران، عرب و اسلام
همانطور که اشاره شد، “سحر” به صراحت در قرآن و احادیث حرام و از گناهان کبیره شمرده میشود. فقهای اسلامی برای ساحر مجازاتهای سنگینی، گاهی تا حد اعدام، در نظر گرفتهاند. با این حال، باور به وجود سحر و تأثیر آن در میان مسلمانان رایج است و برای مقابله با آن به دعا، آیات قرآن (مانند معوذتین) و اذکار متوسل میشوند.
یهودیت
تورات جادوگری و ارتباط با ارواح را بهشدت منع میکند. با این حال، در عرفان یهودی (کابالا)، مفاهیمی وجود دارد که به قدرتهای خارقالعاده از طریق درک نامهای خداوند و قوانین خلقت اشاره دارد. کابالیستها مرزی روشن بین اعمال عرفانی خود و جادوگری ممنوعه قائل هستند.
مسیحیت
دیدگاه غالب، محکومیت کامل جادو به عنوان عملی شیطانی است. تنها معجزات انجام شده توسط عیسی، قدیسان و به اذن خدا، الهی تلقی میشوند. هرگونه تلاش دیگر برای دستیابی به قدرت فراطبیعی، گناه محسوب میشود.
هندوئیسم و بودیسم
در این ادیان شرقی، نگاه متفاوتی وجود دارد. در هندوئیسم، بهویژه در شاخه تانترا، دستیابی به قدرتهای فراطبیعی (سیدهی Siddhi) از طریق ریاضتهای معنوی و یوگا، امری ممکن تلقی میشود. در بودیسم نیز به وجود چنین قدرتهایی اذعان میشود، اما بودا شاگردانش را از دل بستن و به نمایش گذاشتن آنها بر حذر میداشت، زیرا آنها را مانعی برای رسیدن به هدف نهایی یعنی نیروانا (روشنایی) میدانست.
حرف آخر: علمی پر از اسرار
دنیا پر از شگفتی است و جادو یکی از آن ها است، در خود این علم نیز اسرار کشف نشده بسیاری وجود دارد که حتی علم امروز هم نمی تواند به آن پی ببرد، بنابر این آن را رد میکند، بسیاری از مردم در میان ما از این اسرار آگاهند و از آن استفاده میکنند، دنبال کردن این علم دشوار به دلیل نبودن منابع کافی و خطرناک به دلیل سرو کار داشتن با موجودات ماورائی است، پس با احتیاط قدم بردارید.
پی نوشت : تمام مطالب بر گرفته از کتاب های مرجع و وبسایت های مرجع است، برای تهیه مقاله زمان و زحمت فراوانی کشید ایم، لطفا در صورت کپی لینک به منبع را قرار دهید.
منبع: علوم غریبه
پرسش های متداول
جادوی واقعی چیست و آیا حقیقت دارد؟
جادو، تلاش برای تأثیرگذاری بر دنیای فیزیکی از طریق روشهای فراطبیعی، اوراد یا ارتباط با موجودات غیرمادی است. از دیدگاه ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت)، جادو به عنوان یک نیروی واقعی اما ممنوعه و شیطانی پذیرفته شده است. از دیدگاه علم، وجود آن اثبات نشده و یک خرافه تلقی میشود.
چگونه میتوان جادو را یاد گرفت و آیا خطرناک است؟
یادگیری آن سنتاً از طریق مطالعه کتب قدیمی “علوم غریبه” یا شاگردی نزد ساحران صورت میگرفته است. پرداختن به جادو از هر نظر بسیار خطرناک است، زیرا میتواند منجر به مشکلات شدید روانی، تباهی معنوی، انزوای اجتماعی و قرار گرفتن تحت کنترل نیروهای مخرب شود.
انواع اصلی جادو کدامند؟
معروفترین دستهبندی بر اساس نیت است:
جادوی سبز: مرتبط با طبیعت، گیاهان و عناصر زمینی است.
جادوی سیاه: با هدف آسیب رساندن، انتقام و مقاصد شرورانه انجام میشود.
جادوی سفید: با هدف حفاظت، شفا و خیرخواهی به کار میرود.
جادوی سرخ: معمولاً به جادوی مربوط به عشق، شهوت و احساسات اشاره دارد.
حکم جادوگری در اسلام و سایر ادیان چیست؟
- در اسلام: سحر و جادوگری به شدت حرام و از بزرگترین گناهان (کبیره) است و ساحر کافر محسوب میشود.
- در مسیحیت و یهودیت: این ادیان نیز جادوگری را به شدت محکوم کرده و آن را عملی شیطانی و ممنوع میدانند.
- در ادیان دیگر: برخی ادیان شرقی یا باورهای طبیعتمحور، نگاه متفاوتی دارند و ممکن است برخی اعمال را به عنوان بخشی از مسیر معنوی بپذیرند، اما همچنان آن را نیازمند کنترل و دانش بالا میدانند.
برای محافظت در برابر جادو و نفرین چه باید کرد؟
- تقویت ایمان و ارتباط با خداوند.
- خواندن منظم ادعیه و متون مقدس. (در اسلام، خواندن “چهار قل” و “آیة الکرسی” بسیار توصیه شده است).
- حفظ پاکی و طهارت روحی و جسمی.
- پرهیز از گناه و اعمال ناشایست.
- صدقه دادن و انجام کارهای نیک.
جادو چیست؟
جادو (Magic / Sihr / Jadu) به اعمالی سرّی که برای تأثیرگذاری بر جهان فیزیکی یا هدایت رویدادها از طریق ابزارها و نیروهای فراطبیعی، رازآمیز یا غیبی گفته می شود.
جادوگر کیست؟
جادوگر یا از توان روحی و اراده شخصی خود و یا از برخی ابزارها، وسایل، اوراد، افسونها، طلسمات و تعویذات برای رام و مهار کردن نیروهای فراطبیعی بهره میگرفته تا طبع، منش و میل آنها را مطابق با خواستها و نیازها بگرداند و بر پدیدههای طبیعی، اندیشه، احساس و فرجام انسان، نیز امور جاری زندگی او تأثیر بگذارد.